۲۵ شهریور ۱۳۹۸
آخوند درباری

امان از این آخوندهایِ کاسبِ درباری!

به بهانه سخنان حجت‌الاسلام! پناهیان در سخنرانی پیش از خطبه‌های نماز جمعه این هفته تهران

آخوند درباری

وَإِذْ قُلْنَا لَکَ إِنَّ رَبَّکَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّویَا الَّتِی أَرَیْنَاکَ إِلاَّ فِتْنَهً لِّلنَّاسِ وَالشَّجَرَهَ الْمَلْعُونَهَ فِی القُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا یَزِیدُهُمْ إِلاَّ طُغْیَانًا کَبِیرًا [۱]

میمون‌ها سوار بر منبر رسول خدا!

در تفاسیر آیه فوق این‌گونه نوشته‌اند که پیامبر(ص) در عالم رؤیا دیدند که در مسجدش و در حالی که مردم مسلمان گرد منبرش را گرفته‌اند، گروهی میمون (این حیوان به نیرنگ بازی و فریبکاری شهره است) از منبر ایشان بالا و پایین می‌روند، پیاپی می‌روند به جای ایشان می‌نشینند و پایین می‌آیند و مردم را در حالی که رویشان به منبر است به عقب بر می‌گردانند. (که این تعبیر بدین معنی است که انسان‌ها را به دوران جاهلیت باز می‌گردانند) [۲]
پیامبر بسیار ناراحت شد و فهمید که این ضربه‌ای است که از جانب خود مسلمانان و نه از جانب کفار خارجی بر دین او وارد می‌آید و اسلام را از ریشه می‌کنند و بر می‌اندازد.

وقتی در تاریخ هم بنگریم، متوجه می‌شویم که خطرناک ترین دشمنان اسلام – و یا هر دین دیگری – دشمنان خارجی‌شان نبوده بلکه روحانیان همان دین بوده‌اند!

آخوند درباری کیست؟!

در سال های پیش از انقلاب ۱۳۵۷ در ایران، آیت‌الله خمینی برای اولین بار و به کرات از اصطلاح “آخوند درباری” استفاده می‌کردند.

روایت است که امام سجاد(ع) نیز به یکی از علمای نام‌آور زمان خود فرمود، “می‌بینم گردن خودت را برای ستمگران محور آسیاب قرار دادی، تا آنها مظالمشان را بر گرد محور گردن تو بگردانند و با تکیه به تو، به مردم ظلم کنند.”

مضمون این سخن امام سجاد(ع) این است که آن عالم دینی یا روحانی، نقش توجیه گری ظلم و جور دستگاه حاکم را ایفا می کند. در واقع به نام دین، موجبات ظلم را فراهم می‌کند و به مردم درس ظلم‌پذیری می‌دهد!

با این اوصاف باید بدانیم پدیده‌ای که در زمان معاصر از آن به “آخوند درباری” تعبیر می‌شود، مختص یک زمان خاص نیست و در طول تاریخ همیشه بزرگترین ضربه‌ها را به دین الهی و مردمان وارد نموده است!

و اما سخنان جناب پناهیان…

علیرضا پناهیان

حجت‌الاسلام! پناهیان در سخنرانی پیش از خطبه‌های نماز جمعه این هفته تهران گفته‌اند که:

ان‌شاءالله زمان چیرگی حق بر باطل هم خواهد رسید و خواهیم دید که حرف مفت زدن، امکان ندارد! در روایات داریم که با اینکه در حکومت امام زمان(عج) آزادی بیان وجود دارد، امّا کسی که حرف باطل بزند اعدام می‌شود. مردم هم نمی‌گویند آزادی بیان نیست، بلکه به این حد از فهم رسیده‌اند و می‌دانند که از روی غرض‌ورزی، حرف زده است! [۳]

صحبتی عجیب که نه تنها مبنای عقلی و روایی ندارد بلکه غالبا از دهان دشمنان مردمان و ادیان و کسانی که منافعشان با ظهور منجی موعود به خطر می‌افتد، بیرون می‌آید!
جریانی که سعی دارد منجی آخرالزمان که در تمامی کتب آسمانی به آن وعده داده شده را، برعکس جلوه دهد و او را یک حاکم خشن که به بهانه برپایی عدالت، حمام خون راه می‌اندازد معرفی کنند؛ به طوری که انسان‌ها نه تنها از آن منجی دلسرد شوند بلکه از آمدنش نیز وحشت داشته باشند!

برداشت من – به عنوان یک جوان بی تجربه سیاسی – از این نوع سخنان جناب پناهیان، این است که احتمالا الیگارشی حاکم تصمیم دارد اقدام به پاکسازی گسترده مخالفان و منتقدان و برداشتن آن‌ها از سد راه نماید و باید ذهن جامعه علی الخصوص قشرِ مذهبیِ طرفدارِ وضع موجود، برای این برخوردهای خشن، توجیه شده باشد!

با این اوصاف، آنچنان عجیب نیست که جناب پناهیان که مدام، دَم از تمدن سازی و سبک زندگی مهدوی می‌زند، در تریبون نماز جمعه، در قامت یک آخوند درباری ظاهر شوند و سخنان جریان مخالف ظهور منجی را بر زبان آورند!

ولی عجیب است که چرا هیچ کسی از جریان موسوم به ارزشی که به گمان خودشان فقط آن‌ها هستند که برای ظهور امام زمان(عج) تلاش می‌کنند و در نهایت هم آن‌هایند که یار امام خواهند، بود هیچ واکنشی به این نوع سخنان جناب پناهیان ندارد! و فعلا مشغول حمایت از این روحانی، به جهت صحبت هایشان راجع به شفافیت آرای نمایندگان مجلس هستند؟!
کافی بود این صحبت‌ها از جانب جریان‌های حزبی دیگر و یا افراد بی‌طرف گفته می‌شد، تا همین جریانِ اصولگرایِ ارزشیِ ساکتِ امروز، گریبان چاک کنند و هشتگ‌ها بزنند که باید برخورد صورت گیرد و فردی که این صحبت‌ها را کرده به اشد مجازات برسد؛ چرا که این حرف‌ها باعث تضعیف انقلاب و وهن دین و امام زمان می‌شود.

البته که من در موضوع شفافیت آراء نمایندگان مجلس، با جناب پناهیان موافقم، اما از ایشان این انتظار را دارم که علاوه بر مجلس، شفافیت در نهادهای حاکمیتی، نظامی، دولتی، فرهنگی و مذهبی نیز برای ایشان مهم باشد.

همچنین کسی که داعیه شفافیت دارد، بهتر است اول خودش و مجموعه‌های آموزشی و فرهنگی تحت امرش و مدسه غیرانتفاعی فرزندش شفاف باشند؛ وگرنه از قدیم گفته‌اند که “رطب خورده، منع رطب چون کند؟!”

پی‌نوشت:
[۱] قرآن کریم، سوره اسراء، آیه ۶۰
[۲] برداشتی از سخنان شهید مطهری، مجموعه آثار، ج ۲۵، ص ۲۸۸
[۳] نماز جمعه تهران، ۲۲ شهریور ۱۳۹۸

۲۴ شهریور ۱۳۹۸
دختر آبی

فهمِ یک خودسوزی…

یادداشت قابل تامل عباس عبدی در باب واقعه خودسوزی #دختر_آبی در کانال آینده

در پی طرح خبر خودسوزی یک خانم جلوی دادگاه انقلاب، در یک گروه اجتماعی بر اهمیت فهم و چرایی این رویداد تأکید شد. فرد محترمی این پرسش مهم را مطرح کرد که؛ با وجود مشکلاتی هم چون بیکاری و تاخیر سن ازدواج که مساله مهم جوانان کشور است و طرح روشنی هم برای آن دیده نمی شود پرداختن به موضوع حضور زنان در ورزشگاهها با این حجمی که در رسانه های خارجی و داخلی دیده می شود جای تامل جدی دارد. البته واقعا باید دید چه اتفاقی افتاده که برای چنین موضوعی کسی حاضر به خودسوزی می شود؟

به نظر بنده اگر این موضوع دقیق بررسی شود شاید مسائل مهمی روشن شود. متاسفانه سیاست رسمی در ایران دوست ندارد که اتفاقات اجتماعی به بحث عمومی گذاشته شود. به گمانم اکنون و با فوت این خانم مسأله مهم‌تر هم شده است و باید به آن پرداخت.

ابتدا خوب است نگاهی به خانواده‌ی این دختر بیاندازیم….

پدر او جانباز ساکن قم و یک خانواده‌ی متدین است که ۸ فرزند دارد. این‌ها را درگفتگویی با یک خبرگزاری گفته است. پدر معتقد است که دخترش بدون اطلاع خانواده برای دیدن مسابقه به تهران آمده و اگر اطلاع داشتند اجازه این کار را به او نمی‌دادند. وی ۲۹ ساله بوده، دو مدرک کارشناسی زبان و کامپیوتر داشته. پدر وی آنقدر متشرع بوده که مجاز بودن دیدن فوتبال از تلویزیون را برای دختر سؤال کرده و چون گفته‌اند اشکالی ندارد اجازه داده که دخترش فوتبال را از طریق تلویزیون تماشا کند.

با این مقدمات پرسش فوق از اهمیت بیشتری برخوردار است. دختری ۲۹ ساله که مجرد است، دو مدرک کارشناسی دارد (هر دو خوب و کاربردی‌اند)، ساکن شهر قم و از خانواده‌ای پرجمعیت، متدین و جانباز است و بیکار هم بوده است.

به نظر می‌رسد برای اعضای چنین خانواده‌ای حتی فکر کردن به خودکشی نیز غیرقابل تصور است چه رسد به این که درباره‌ی یک مسأله‌ی به ظاهر نه چندان مهم یعنی دیدن یک مسابقه‌ی فوتبال از نزدیک و کشیده شدن به دادگاه، جلوی دادگستری اقدام به خودسوزی کند. در حالی خودسوزی کرده که با صدای بلند و در خیابان فریاد هم می‌زده است. جالب‌تر این که اتهام او را توهین به مأموران انتظامی و جریحه‌دار کردن عفت عمومی اعلام کرده‌اند و اصل تلاش او برای ورود به ورزشگاه را اتهام ندانسته‌اند. شاید به این علت که چنین رفتاری اساساً غیرقانونی نیست.

پس چرا او اقدام به خودسوزی اعتراضی کرده است؟!

فهم این اتفاق برای کسانی موجب پرسش می‌شود که قادر نیستند خودشان را جای این دختر و دختران دیگر قرار دهند. انتظارات آنان از رفتارهای دیگران بر اساس پیش‌فرض‌های خودشان شکل می‌گیرد. خودشان چون شغل دارند، زندگی دارند، با هنجارهای رسمی تطابق دارند و آنها را ظالمانه و تبعیض‌آمیز نمی‌دانند، آینده‌ی خود را تیره نمی‌بینند، با سوءرفتار مواجه نمی‌شوند، پس دلیلی نمی‌بینند که دست به اقدامی اعتراضی زده و یا دست به خودسوزی بزنند.

در حالی که باید مسأله را به گونه‌ای دیگر و از زاویه‌ی این دختر و سایر جوانان دید. مسأله‌ی اصلی این نیست که یک مسابقه‌ی فوتبال را بتوان از نزدیک دید یا نه، مسأله‌ی اصلی تبعیضی است که احساس می‌کنند. مسأله این است که می‌پرسند بر اساس کدام قانون چنین محدودیتی را اعمال می‌کنید؟ مسأله این است که اگر در جایی هم قانون دیده شود می‌پرسند که کدام و چه نسبتی از مردم با آن موافق‌اند؟ ایا انان حقی در انتخاب نمایندگان موافق دیدگاه خود برای ورود به نهاد قانونگذاری را دارند؟

مسأله این است که انواع و اقسام فساد و اختلاس و ناکارآمدی را به چشم می‌بینند ولی در عین حال متوجه‌اند که فقط با آنان است که شدید و تند برخورد می‌شود. مسأله این است که حکومت به آنان اعتماد ندارد و آنان هم اعتماد متقابل خود را از دست می‌دهند. در فضای بی‌اعتمادی هر اتفاقی می‌تواند رخ دهد، مسأله این است که می‌بینند مسئولین در برابر فشار فیفا پاسخگو‌یند اما در برابر مردم خود نه. مسأله این است که می‌بینند دادرسی‌ها فرآیند منصفانه‌ای را طی نمی‌کند، پس چگونه می‌توانند مرجع مناسبی برای تحقق عدالت باشند؟

این خانم، هم بیکار بوده و هم سن او برای ازدواج از میانگین سنی دختران در ازدواج اول ۶ سال بیشتر بوده است و هم دو مدرک کارشناسی مفید(به لحاظ بازار کار) داشته و از خانواده جانباز و متدین و ساکن قم بوده ولی فقط به خاطر این مساله و این رفتار خود را آتش زده است. او و امثال او با چه صدایی باید پیام دهند که ما بشنویم؟

متاسفانه هنوز هم بجای ان که خودمان به طرح مسائل بپردازیم نگران سوء استفاده‌های آن طرف آبی‌ها هستیم و از آبی‌های این طرف غفلت می‌کنیم و بجای پاسخگویی داخلی مجبور به پاسخگویی به فیفا می‌شویم.